بگذار بگویم که یک سری چیزها خیلی خصوصی هستند، و اصلا آدمها نباید به خودشون اجازه بدهد از آدم سوال کند، من که واقعا گاهی می مانم در جواب خیلی از سوالهای خصوصی مردم چه بگویم و فقط لبخند میزنم... خوب میدانی بعضی چیزها، آنقدر شخصی است که نمی شود گفت به کسی، یا اصلا لزومی ندارد مثلا آدمها بداند من اتاقم را هفته ای چند بار تمیز می کنم، اصلا خودم این کار رو می کنم یا نه؟ یا اینکه لباس هایم را از کجا میخرم، ولی آدمها هی دلشان می خواهد خودشان را قاطی کنند در زندگی آدم، مثلا وقتی با آقای تازه دوست می شوی دقت کرده ای اولین سوالی که می پرسد دوست پسر داشته ای؟ با هم س.ک.ص کرده اید؟ و آیا تو دختر hot هستی؟ این جز سوالهای اولیه رابطه ها شده جدیدا و اگر جواب ندهی و بخواهی طوری محترمانه او را بپیچونی متهم می شوی به خیلی چیزها...
اصلا گیرم من با همه پسرهای شهرم دوست بوده ام، با هم آنها رابطه ی جنسی داشته ام، عاشق همه آنها بوده ام.. چه فرقی می کند که تو بدانی یا نه؟ قرار است از اینکه بدانی چه چیزی را بفهمی؟ قرار است مرا بیشتر درک کنی یا نه سوژه ای داشته باشی برای سرکوفت زدنها و مسخره کردنها...
میدانی چیزی دیگری که در رابطه ها مرا کمی اذیت می کند چیست؟ اینکه میخواهند محتویات موبایلت را بکشن بیرون، یکبار یکی گفت موبایل آدم مثل ناموس آدم می مونه.. وقتی فکر می کنم می بینم راست میگوید.. مگر نمی گوید تلفن همراه یا شخصی... خب معنی شخصی چیست؟ یعنی برای توست... و جز تو کسی دیگری نباید به حریمت دست درازی کند.. حالا هر چقدر هم رابطه ی صمیمی و دوستانه داشته باشید..
کاش کمی اصول ارتباطات میدانستیم و اینطوری کمتر توی رابطه هامون دچار خستگی و دلزدگی می شدیم...
اینها گوشه ی کوچکی بود از چیزهای خصوصی آدمها دلم نمیخواهد خیلی توضیح بدهم و متن طولانی بنویسم به همین چند خط اکتاف می کنم فقط اینکه هر آدمی حریمی دارد، رازی دارد، خاطره ای دارد، گذشته ای دارد....... باید احترام گذاشت و سرک نکشید... همین
12:59
- پیام (5)